وبلاگ من

...

آسمان زرد کم عمق

جمعه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۸، ۰۷:۲۰ ق.ظ

ترانه علیدوستیِ #آسمان_زرد_کم_عمق همانقدر تنهاست که صابر ابرِ این فیلم تنهاست. حقیقتی تلخ که با پایان فیلم طی چند روز در سرت سوت می کشد: "پایان همه چی در اوج خوشی" .و این یعنی تمام فیلم گم شدگی علیدوستی را می بینی و زمزمه های گاه و بی گاهش متعجبت می کند.
.
علیدوستیِ این فیلم عجیب نیست. تتهاست و گم. تا سکانس انتهایی فیلم همه چیز خوب است. اما همین که صابر ابر در صندلی پشتی ماشین می نشیند و ساکت به بیرون زل می زند و ماشین حرکت می کند و صدای ابر می گوید "من می ترسم! می ترسم اون‌ روز خودت فرمون رو پیچونده باشی تا همه چی توی اوج خوشی تموم بشه!"
.
حقیقت این فیلم قابل درک است، علیدوستی به همراه خانواده اش تصادف می کند و همه می میرند الّا خودش. حقیقت تلخ فیلم قابل درک نیست، علیدوستی خودش فرمان را چرخانده تا آن همه خوشی را کنار هم تمام کنند (!) تا فردا پس فردا پدرش نمیرد و غصه دارش نشود و یا برعکس یعنی علیدوستی بمیرد و خانواده اش عزادارش شوند و یا هر چیز بد دیگری مثل بیماری، کم پولی، قسط های عقب مانده، اعتیاد، سیل.
.
فاصله ی ما با فقیرترین آدم شهر یک اپسیلون است و با ثروت مند ترین فرد اطرافمان نیز رابطه ای مثل رابطه ی پرتون برای هسته ی اتم داریم. ممکن است هرکدام ما در یک لحظه تصمیمی غیرمنطقی بگیریم و اگر فکر کنیم همه ی ما حداقل یک بار در زندگی مان علیدوستیِ "آسمان زرد کم عمق" بوده ایم. وقتی که زیر بار سختی های زندگی در حال لِه شدن هستیم یا در عمق ۶ متری استخر کتاب های فلسفی شیرجه می زنیم، باید مواظب باشیم فرمان را نچرخانیم که همه چیز در اوج خوشی خاتمه نیابد. بدبختی خودش نعمت است.
.
#مظاهر_سبزی | #ترانه_علیدوستی | #صابر_ابر

  • مظاهر سبزی